سيد جعفر سجادى
1318
فرهنگ معارف اسلامى ( فارسى )
رجوع بعلم بسيط شود . عِلمِ بِكُنه - ( اصطلاح فلسفى ) علم به حقيقت و ذات شىء را گويند . عِلمِ بِوَجه - ( اصطلاح فلسفى ) مراد علم اجمالى شخص است بامور از راه علم به كليات كه آن وجه و كلى كه معلوم بالذات است خود آلت لحاظ غير است از افرادى تحت او . ( دستور ج 2 ص 377 ) عِلمِ تَدبير مَنزل - ( اصطلاح فلسفى ) علم تدبير منزل يكى از اقسام حكمت عملى است شيخ گويد : اما علم ديگر تدبير خانه است تا آن انبازى كه اندر يك خانه افتد زن و شوى را و پدر و فرزند را و خداوند را بر نظام باشد . . . ( از دانشنامه بخش الهيات ص 2 ) عِلمِ تَعليمى - ( اصطلاح فلسفى ) مراد از علم و علوم تعليمى علوم رياضى است كه علم اوسط هم گويند و قسمتى از حكمت نظرى است . ( از تفسير ص 299 ، 1423 - اخوان ج 3 ص 38 ) . عِلمِ تَفصيلى - ( اصطلاح فلسفى ) علم تفصيلى در مقابل علم اجمالى است و بيان شد كه علم به علت تامه موجب علم بمعلومات آن نيز مىباشد چنان كه گويند علم به علت موجب علم بمعلول است و يا علم « بذى السبب لا يحصل الا من جهة العلم بسببه » و بالاخره علم حاصل بموجودات واحد و احد بهر نحو و تفسير كه باشد علم تفصيلى است رجوع بعلم اجمالى شود . ( اسفار ج 3 ص 47 - رسائل صدرا ص 283 ) . عِلمِ تَكوين - ( علوم غريبه ) علم به چگونگى تركيب اشياء را به مقدار لازم گويند در مورد علم كيميا و نهادن هر چيز را بجاى خود آن طور كه بايد و بالاخره معرفت چگونگى تركيبات و ابزار و آلات لازم و معرفت خواص و حالات اشياء . ( از رسائل جابر ص 94 ) عِلمِ جُزئى - ( اصطلاح فلسفى ) مراد از علم جزئى گاه علم طبيعى است در مقابل علم كلى كه علم الهى است و گاه مراد علم تفصيلى است در مقابل علم اجمالى و گاه بر تصورات و مفاهيم جزئى علم جزئى اطلاق مىشود در مقابل كليات . ( شفا ج 1 ص 3 ) . عِلمِ حال - ( اصطلاح عرفانى ) و علم حال از جملهء علوم خاصهء متصوفه است يعنى دوام ملاحظهء دل و مطالعهء سر و صورت آن حال را كه ميان بنده و خداوند است و وقوف بر كميت و كيفيت آن در جميع احوال و اوقات تا بحسب هر وقت بمراعات حقوق و محافظت آداب آن قيام بنمايد . ( از مصباح الهدايه ص 46 ) . عِلمُ الحُروف - ( علوم غريبه ) ارباب اين فن گويند براى اعداد رموز و اسرارى بود همانطور كه براى حروف آثار و خواصى بود و عالم علوى بعالم سفلى مدد رساند و مثلا عالم عرش بعالم كرسى مدد رساند و عالم كرسى به عالم فلك زحل و فلك زحل به مشترى و مشترى به مريخ و مريخ به فلك آفتاب و آفتاب به زهره و زهره به عطارد و عطارد به قمر و قمر به حرارت و حرارت به رطوبت و رطوبت به برودت و برودت به يبوست و يبوست به هوا و به آب . . .